محمد یاسین و یسنا جون زیباترین هدیه های خداوند

محمد یاسین و یسنا جون زیباترین هدیه های خداوند

خاطرات بچه های نازم

وزن دار نمے گویم قافیہِ هم نمے گذارم بے پرده و رک مے گویم دلتنــــــگم

                                            

                  

                                                                                                  

                                                   دوستای عزیز نظر یادتون نره                       

 

[ پنجشنبه 29 بهمن 1394 ] [ 9:15 قبل از ظهر ] [ مامان محمدیاسین ]
[موضوع : ]

[ ]

تولد محمد یاسین

[ يکشنبه 31 ارديبهشت 1396 ] [ 10:53 بعد از ظهر ] [ مامان محمدیاسین ]
[موضوع : ]

[ ]

تولدت عزیز مامان مبارک

سلام عزیزم ....تولدت مبارک ...انشالله صدو بیست ساله بشی ..عاقبت بخیر باشی و تو تمام مراحل زندگیت موفق باشی...شاد باشی و سلامت زندگی کنی ...دوست دارم عزیزم

[ يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ] [ 12:06 قبل از ظهر ] [ مامان محمدیاسین ]
[موضوع : ]

[ ]

گرفتن جایزه ی شاگرد اولی مبارکت عزیزم

[ سه شنبه 24 اسفند 1395 ] [ 9:06 بعد از ظهر ] [ مامان محمدیاسین ]
[موضوع : ]

[ ]

یسنا گلی کیف می خواد!!!!!!

سلام به نی نی وبلاگی  های عزیز امیدوارم دنیا به کامتون باشه  

آقا یاسین گل گلاب داره امتحاناتشو میگذرونه و باباش برای هر نمره ی عالیش جایزه میده چهارشنبه  هم معلمشون قراره یه امتحان علمی بگیره و برترینشون جایزه داره !!!!!و یاسین مطمئنه که مال خودشه!!!

امروز عکاس اومد به مدرسه و از بچه هایی که خواستن عکس گرفتن و من و یاسین هم عکس انداختیم و یاسین کلی تیپ زده بود فدای خوشتیپم برم'''

یسنا گلی  دندوناشو در آوردو کلی اذیت شد ۸ تا باهم  انصافا کوچولوم سختتش بود شبها اصلا راحت نمی خوابید و کلی بهونه میگرفت'دخترم چند روزی گیر میداد به کیفم و اونو با اون سنگینی مینداخت رو شونده اش و یا با سبد و بسته ی مای بی بیش  بازی می کرد و میشد کیف دخترم  تا داداش نازش گفت باید واسش کیف بخریم  وما هم به سمت بازار و کیف و کفش برای حنای مامان. این هم کیف و کفش سیندرلای من  فدای جیگرای خودم برم  من '''عکس های شب یلدا الان رو گوشیم نیست بعدا اگه فراموشم نشه حتما میزارم.    بوس بوس.    شب خوش

[ دوشنبه 6 دی 1395 ] [ 10:40 بعد از ظهر ] [ مامان محمدیاسین ]
[موضوع : ]

[ ]

فدای دخترم با دندونهای نازش

[ جمعه 12 آذر 1395 ] [ 10:25 بعد از ظهر ] [ مامان محمدیاسین ]
[موضوع : ]

[ ]

خوب و بد های این مدت

سلام ببخشید یه مدت به خاطر مشغله ی زیاد نبودم

کلی اتفاق افتاده       اول از پسر نازم  بگم که مدرسه شو عوض کردم و حالا پیش خودمه خیلی حواسم بهش هست و مراقب درساشم  اونم برای خودش سروری میکنه هفته ی پیش یاسین سرما خورد و تب زیادی داشت که حسابی نگرانمون کرد اما خداروشکر بهتره 'یسنا گلی که عزیز دلم همیشه مریضه که خودم مقصرم و مجبورم اول صبحی عزیزمو از خواب بیدار کنم و تو این سرما ببرمش خونه ی بابام 'فدای دخترم بشم هفته ی پیش سرمای بدی گرفت و سه شب بالا سرش بیدار بودم چهار دندون میخواد در بیاره و کلی اذیت میشه 'نفسم راه رفتن و خوب یاد گرفته و کلی باید مراقبش باشم  هنوز بلد نیست زیاد حرف بزنه و این و از خانواده ی پدرش به ارث برده انشالله سلامت باشن گل پسرو دختر گلم 

 

 

 

و اما خبر بد و ناگوار   قند عسل دوست صمیمی ام که سه ماه از یسنا گلی بزرگتر بود متاسفانه بر اثر سانحه ای فوت شد محمد عزیزمون توی یک سال و شش ماهگی پدر و مادر شو و همچنین مارو داغدار کرد نمیدونید چی روزی بود وحشتناک بود الهی هیچ پدرومادری غم بچه شونو نبینن مامان محمد کلی حالش بده ازتون خواهش میکنم برای شادی روح محمد و صبر پدر و مادرش دعا کنید و مواظب عزیزاتون باشین تا تو خونه اونم جلو چشمتون پرپر نشه 'مادر محمد خیلی غصه میخوره آخه محمدش جلوی خودش رفت تاریخ فوت ۳ آذر ۹۵

محمد عزیزم دلم برات یه ذره شده کاش دامادیتو می دیدم

[ جمعه 12 آذر 1395 ] [ 10:12 بعد از ظهر ] [ مامان محمدیاسین ]
[موضوع : ]

[ ]

عکسهای جدید

[ دوشنبه 26 مهر 1395 ] [ 4:07 بعد از ظهر ] [ مامان محمدیاسین ]
[موضوع : ]

[ ]

احوالات چند روز پیش

 سلام به همگی  امیدوارم بچه های گلتون سالم و سرحال باشن یسنا و یاسین نازم مریض شدن یسنا خیلی ضعیف شده و محمد یاسینم سرما خورده'هفته ی گذشته یسنا رو بردم دکتر که کلی آزمایش واسش نوشت که انجام دادیم اما هنوز جوابشو نگرفتیم انشالله که مشکلی نباشه دوهفته ای هست که یسنا رو می زارم خونه ی پدرم واونم عادت کرده که ۵ ساعت بدون من وشیرش باشه آخی نازکم هرکاری کردم از شیشه شیر 'شیر نمی خوره فداش. بشم خیلی دلم براش تنگ میشه. آقا یاسین هم که طبق معمول تو مدرسه شلوغه معلمش خیلی از دستش شاکیه اما خداروشکر مشکلی تو درسا نداره 'واسه همین باباش میگه بزار آزاد باشه پسرها کلا شیطونن ولی من دلم نمی خواد پسرم همیشه سر کوچیکتر ین چیزی با بچه ها دعوا کنه 

[ دوشنبه 26 مهر 1395 ] [ 4:05 بعد از ظهر ] [ مامان محمدیاسین ]
[موضوع : ]

[ ]

باری دیگر محرم

سلام صد هزار شکر که یک سال دیگر گریه کن امام حسین(ع)شدیم جای تمام عزیزانی که پارسال بودند و امسال نیستند خالیه خدا همه ی اموات شما عزیزان و بیامرزه  آمین 

 

دیروز برای دومین بار یسنای عزیزم و هشتمین بار محمد یاسین عزیزم رو به مراسم شیر خوارگان  حضرت  علی  اصغر بردم خیلی خوب بود مداح سخنران و عزیزانی که حضور داشتندمراسم عالی روبه یادگار در ذهنمان گذاشتند انشالله امام حسین (ع)نذرمون رو قبول و بچه هامون رو از یارای خودشون قرار بدن 

[ شنبه 17 مهر 1395 ] [ 9:44 بعد از ظهر ] [ مامان محمدیاسین ]
[موضوع : ]

[ ]

خواب عزیزای دلم بعد از خرید

[ سه شنبه 23 شهريور 1395 ] [ 5:49 بعد از ظهر ] [ مامان محمدیاسین ]
[موضوع : ]

[ ]

تولدت مبارک عزیزم

سلام 

دوروز از اولین سالگرد نفسم گذشته الان مشهد هستیم و من بعداز چند روز وقت کردم تا تولدت یسنای عزیزم و اینجا تبریک بگم 

شب تولد یسنا گلی قم و مهمان حضرت معصومه بودیم تولد گل دخترم وبا شیرینی وکلی شادی جشن گرفتیم وانشالله دعای خانم حضرت معصومه بدرقه ی دخترم خواهد شد 

یسنا جون چند روزه بد طاقت شده و انگار عادت کرده داخل ماشین بخوابه 

محمد یاسین عزیزم هم کلی برای تولد خواهرش خوشحالی کردو بعد کلی خرید و گرفتن اسباب بازی مورد علاقه اش الان خوابیده مثل یسنا گلی 

خدایا بچه های نازم رو زیر سایه خودت و آقا امام رضا عاقبت بخیر کن  آمین

[ سه شنبه 23 شهريور 1395 ] [ 5:46 بعد از ظهر ] [ مامان محمدیاسین ]
[موضوع : ]

[ ]

اولین قدمهای یسنا

سلام امروز سه روزه بابای یاسین رفته مسابقات فوتسال و واقعا اعصابی برای من نمونده محمد یاسین با داییش خیلی لج میکنه و تا چیزی میشه شروع به جیغو داد و فریاد میکنه کلی بهانه میگیره و بغض میکنه وای خدا کی این مسابقات تموم میشه خیلی خسته امممم '''' ولی دیروز صبح یعنی10/6/95 یسنای نازم اولین قدمهاشو برداشت با اینکه کوچولو بود اما برای من و یسنا خیلی مهم بود حیف که بابا یی نبود تا خوشحالیمون چند برابر بشه امروز عصر هم رفتم کادوی تولد یسنا جونو گرفتم   مبارکش باشه 'میدونم برای تولدش مسافرت هستیم برای همین وقتو غنیمت شمردمو کادوی اولین سالگرد بودن فرشته ی کوچولوی عزیزمو خریدم  

عزیزم  نفسم بودن تو لطف بیکران الهی است به شکرانه ی این نعمت سجده ی شکر میکنم 

چقدر زیباست وقتی که میخوابی فرشتگان کوچکی که خدا تو را لایق  آن دانسته در کنارت می بینی و ناشکر ی اس اگر احساس آرامش نکنی  خدایا دوست دارم  دوست دارم دوست دارم ممنون ممنون ممنون 

[ پنجشنبه 11 شهريور 1395 ] [ 1:15 قبل از ظهر ] [ مامان محمدیاسین ]
[موضوع : ]

[ ]

سفر بابای محمد یاسین

سلام امروز صبح بابای محمد یاسین با هم تیمی هاش وهمکاراش عازم مسابقات فوتسال در مشهد شد و محمد یاسین از دیشب شروع به گریه کردن کرد 'هنوز هم بغض میکنه و دلش برای باباش تنگ میشه  مدام به باباش زنگ میزنه و عکس از لحظه لحظه ی حرکتش می خواد 'محمد یاسین کلا دل نازکه و خیلی احساساتی میشه انشالله بابای محمدیاسین به سلامت بره و سلام منو پسر گلشو به امام رضا برسونه  وسلامت هم برگرده  انشالله  اینم عکس آقا یاسین که بهش باج دادم تا گریه نکنه هم با خاله جون رفتیم پارک که کلا بی حوصله بود بعدشم بستنی و پیتزا و کلی گردش ولی بازم آخر سر گفت شماها اصلا دلتون برا بابام تنگ نشدهههههتعجب

[ دوشنبه 8 شهريور 1395 ] [ 11:44 بعد از ظهر ] [ مامان محمدیاسین ]
[موضوع : ]

[ ]

تابستان محمد یاسینم

سلام  چهارشنبه ی گذشته با محمد یاسین رفتیم دبستانشو ثبت نام کرد با معلمش آشنا شد و کلی کیف کرد تو این تعطیلات  محمد یاسین همش دنبال دوچرخه  سواری و خمیر بازی و دیدن برنامه های شبکه ی پویا بود با هاش روانخوانی و کتاب اول و دوم کار کردیم و کلی کتاب  داستان برامون خوند  پسر گلم خیلی باهوشه ماشاالله  با خواهرش یه عالمه بازی کرد کلی هم مامانشو اذیت کرد خخ متاسفانه دیروز دوستش از دوچرخه  افتاد و زخمی شد و روی ابروش شکاف برداشت و بخیه خورد  محمد یاسین به خاطرش کلی غصه خورد 

محمد یاسین در حال خمیر بازی                                 این هم سلفی محمد یاسین از خودش تک و تنهااا  

[ شنبه 6 شهريور 1395 ] [ 11:56 قبل از ظهر ] [ مامان محمدیاسین ]
[موضوع : ]

[ ]

کاش تمام نشود لحظه های دیدن تو''''

وقتی تو آمدی نور باران شد آسمان زندگیم با تو غرق در تمام خوشی ام با تو نفسم می ایستد از شگفتی خداوند

خدایا تمام وجودم شاکر توست ومن چه بنده ی ناشکری بودم '''''

بودن عزیزای دلم آرامشی که برایم رقم میزنی با نگاه کردن به آنها  بهشتی است که مادرانه درک میکنم

خدایا بهشتت زیباست

[ جمعه 5 شهريور 1395 ] [ 0:11 قبل از ظهر ] [ مامان محمدیاسین ]
[موضوع : ]

[ ]

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 10 صفحه بعد